بایگانی موضوعی: نقد و نظر

برای جناب آقای رئیس‌جمهور / احسان هوشمند. پژوهشگر

‌ ‌رأی ۵٧ درصدی مشارکت‌کنندگان در انتخابات ریاست‌جمهوری به آقای دکتر حسن روحانی فرصتی دیگر برای ملت ایران بود تا نشان دهند اصلاحات و اعتدال را در شرایط کنونی برای اداره کشور بهترین روش و گزینه می‌دانند. آرای میلیونی آقای روحانی در غرب و شرق و شمال و جنوب و مرکز کشور نشان از همدلی ملی برای آبادانی و پیشرفت و توسعه کشور دارد. این آمار به‌ویژه در استان‌های مرزی و سرحدات کشور دارای معنای ویژه‌ای است.

‌ ‌

 

«مقدمه»ای در جامعه‌شناسی / مصطفی نصیری

کوچ یک ایل، طایفه، عشیره و قبیله و ….، و سکونت آن در جایی، عملی هم‌جهت و همسو به‌حساب می‌آید. چنین «سکونت و نزول»ی هرچند عملی جمعی است، اما عملی با ماهیت «واحد» می‌باشد، «وحدتی» که ناشی از «کثرت» نیست. اما تساکن و تنازل زمانی رخ می‌دهد که یک طایفه از جایی و طایفه دیگری از جای دیگری کوچ کرده، و هر «دو» بخواهند در یک‌جا ـ که نام آن مدینه خواهد بود ـ باهم فرود آمده و باهم سکونت بگزینند. تنها در این‌صورت است که تساکن و تنازل بوجود خواهد آمد، و صورتی از عمران که «بدوی» است به‌صورتی دیگر که «مدنی» است، تبدیل خواهد شد.

 

ما چگونه ما می‌شویم؟ / مجید اسدی (راوش)

با مطالعه آثار طباطبایی به این نتیجه می‌رسیم که او به مطالب عمیقی رسیده، همان عمقی که  دیگر بنیان‌گذاران ما در مقاطعی دیگر از تاریخ ما، به آن رسیده بودند، که ازجمله ریشه‌ای‌بودن، اصولی‌بودن و صاحب تاریخ و جغرافیابودن این مباحث از خصوصیات آن است. هرچند دیگرانی سعی و تلاش‌ها کردند اما هرگز به این سطح از برآورد نیاز‌ها و کوشش جهت رفع آن نرسیدند. کاری که قبل از نیما هم کردند اما سطحی بود. طباطبایی هم مانند نیما تا آنجا که از نوشته‌های ایشان می‌فهمم، همچنین به گواه درسگفتارهای هگلی ایشان، به دریافت درستی از غرب و فهم به آن رسیده‌اند و نسبت به زبان غرب به مفهوم فلسفی کلمه که بار تاریخ غرب را به دوش می‌کشد، وقوف جدی دارند.

 

تجددخواهی آدمیت / دکتر جمشید بهنام

در سال‌هایی که ادمیت تحقیق می‌کرد و کتاب می‌نوشت. گروه کوچکی از حوزه روشنفکری آن دوران ایران به غرب‌گرایان می‌تاختند و از «بازگشت» و «بوم‌گرایی» و… سخن می‌گفتند. آدمیت که عمری را به تفکر در این زمینه گذرانده بود و در وطن‌پرستی او نیز تردیدی جایز نبود این گفته‌ها را تحمل نکرد، سخت برآشفت و در رساله «آشفتگی فکر تاریخی» با سبک نگارشی که در آثار او بی‌سابقه بود به کسانی که بدون منطق دیگران را محکوم می‌کردند (جلال آل‌احمد، احمد فردید، مهندس بازرگان و…) به درشتی پاسخ داد.

 

دل‌واپسانِ آزادی! / جعفر پارساپور

این «ما» برهمهٔ ایرانیان شمول عام دارد و هیچ ایرانی را نمی‌توان به هیچ نامی و هیچ بهانه‌ای از شمول عام آن خارج کرد، این «ما» فراوردهٔ وحدت کلمهٔ سیاسی نیست، به‌طور تاریخی نیز چنین نبوده است، بلکه مانند خود ایران‌زمین به‌طور خودجوش وحدتی در کثرت است.

‌ ‌

 

بهار ایرانشهری / مصطفی نصیری

اتهام دولت‌گرایی توسط کسانی که از اموال دولتی ارتزاق کرده‌اند و می‌کنند، به کسی که اخراجی دولت متبوع آنهاست، نیازی به هیچ توضیحی ندارد. فقط از باب یادآوری؛ روشنفکران دینی و همین‌طور چپ، کسانی هستند که دیروز ایران را به تقابل با آمریکا و اروپا کشاندند که به مجموعه آن‌ها «استکبار جهانی» می‌گفتند، و امروز معلوم شده است که تقریبا همه آن‌ها، در لوای مبارزه با استکبار جهانی، به دنبال اخذ «سیتیزن» کشورهای موصوف بوده‌اند. واقعا این جماعت چه کلاهی بر سر ما گذاشتند، و چه کلاهی از سر ما برداشتند!!!!

‌ ‌

 

اولین نطفه‌های خودآگاهی ایرانی / سیری در مضامین اولین سروده‌های ایرانیان به زبان عربی / بخش دوم / قسمت اول و دوم

اگر جریان‌های اندیشه‌ دینی که از حوزه‌های علمیه برخاسته‌اند، در «نظر» نسبتی با «اکنون و این‌جا»ی ایران برای خود تعریف نکنند، حرجی بر آن‌ها نخواهد بود، زیرا مبنا و اساس اندیشه دینی با این‌گونه قیود بیگانه است، با این‌حال آن‌ها نیز در «عمل» ملزم به‌رعایت صرفه و صلاح ایران‌زمین و مصالح ملی آن هستند، اما تعجب از جریان روشنفکری است که هیچ موقفی و موضعی برای ایستادن و نظریه دادن برای ایران ندارند. آیا واقعیت این است که آن‌ها هیچ خطری را متوجه ایران نمی‌بینند؟ یا این‌که ایران «مشکل» آنان نیست. این سخن دکتر طباطبایی که «ایران متولی ندارد» التفات به همین واقعیت تلخ است که مقدّرات و مقالید امور ایران در دهه‌های اخیر، درحالی در دست اربابان دین و اصحاب کمپانی روشنفکری بوده است که هیچ‌کدام اعتقاد راسخی به ایران، به‌عنوان یک «ذات» ندارند، یا قدرمتیقّن چنین اعتقادی را از خود نشان نداده‌اند.

 

ترامپ؛ سوژه یا ایگو / محمد نصیری

آیا پیروزی ترامپ در پیش بردن سیاست‌های ناسیونالیستی‌اش که بر مرز باریکی از «راسیسم» پیش می‌رود، و از قضا به فضای ضد مهاجران در برخی کشورهای اروپایی دامن زده است، و هم‌چنین سیاست‌های اقتصادی وی که مبتنی بر کاهش مالیات جهت انتقال تولید به داخل کشور است ـ با هر هزینه‌ای که باشد ـ به‌منزله غلبه سویه سرمایه‌داری بر حیث‌های دیگر، از جمله حیث اخلاقی جامعه مدنی نخواهد بود؟ و متقابلا شکست ترامپ، آیا پیروزی بزرگ همه «نیروهای» ضد ملی و ضد مدرن را به ارمغان نخواهد آورد؟ آیا هر دو نتیجه به یک اندازه زیانبار نیست؟

‌ ‌

 

روح فرهنگ ایرانشهرانه / تاملی در باب تزهای سیدجواد طباطبایی در باره ایران / مصطفی نصیری

می‌دانیم که ایران‌زمین تاکنون چندین بار از بیرون و درون فروپاشیده و سقوط کرده است. باز می‌دانیم امری که در همه این وقایع، ایران را از حذف شدن از نقشه جهانی مانع شده، فرهنگی ایرانشهرانه و «ملی» بوده است که هم‌چون «روح» واحدی در کالبد همه ایرانیان حلول کرده و از آنان «ایرانیانی» ساخته بود که در نظریه دکتر طباطبایی، همان معنا و مضمون «ملت» در مفهوم جدید را دارد. این روح، هرچند به‌تعبیر برخی از پژوهشگرانْ همچون «خارایی» بوده است که گزندهای بی‌شمار روزگار، هرچند او را کمی از مسقرگاه خود غلتانده و بدین‌ترتیب پیکر آن را خراشیده است، اما این خارا هرگز نشکسته و نپاشیده است، با این حال این وظیفه ماست که همواره مراقب تکیه‌گاه خود باشیم.

‌  ‌

 

فراکسیون قومی؟؟ / علی تیزقدم

آقایون و خانم‌های اکتیویست، شما را به هر که دوست دارید بجای آه و زاری در مورد دونالد ترامپ و نوحه‌سرایی راجع به اینکه الان برجام را پاره کرده و به ایران حمله می‌کند، کمی روی این موضوع فراکسیونهای قومی تامل کنید، ایران قبل از این که ترامپ حتی داخل کاخ سفید شود از داخل مورد حمله واقع شده، نگران ترامپ نباشید. اگر دغدغهء امنیت و حفظ تمامیت ارضی ایران را دارید ریشه این حرکت را خشک کنید. بروید یقهء آقای یونسی دولت فعلی را بگیرید که از همان ابتدای روی کار آمدن بجای تمرکز روی وعده‌های انتخاباتی که توان به انجام رساندن آنها را به همان دلایلی که ذکر شد نداشتند، سراغ موضوع اقوام آنهم با روشی بسیار اشتباه رفتند و بذر چنین حرکتهای بی منطقی را ریختند.

 

اولین نطفه‌های خودآگاهی ایرانی / سیری در مضامین اولین سروده‌های ایرانیان به زبان عربی

‌‌ندیدن مضامین ایرانشهری که ایرانیانِ مسمی به نام‌های عربیْ از خاطره وجدان ایرانی و خودآگاهی نوآیین خود، و با رجوعی به منابع پهلوی استخراج کرده و آن‌ها را در بطن زبان عربیْ برای آیندگان به امانت سپردند، جفا در حق سرهنگان و سربازان فرهنگی ایران‌زمین است. ‌زبان «بما هو زبان» قالبی بیش نیست و آن‌چه‌که به یک زبان هویتی خاص می‌دهد، مضامینی است که در هر زبانی تولید شده است. ‌امری که هویت‌های مختلف فرهنگی را از همدیگر متمایز می‌کند، در وهله اول مضامین فرهنگی ـ و نه قالب زبانی ـ است. ‌مضمون «انسان مدنی بالطبع است» به هر زبانی‌که گفته و نوشته شود، فرهنگ و اندیشه‌ای یونانی خواهد بود، هم‌چنان‌که «عقل و دین همزادند» فرهنگ و اندیشه‌ای ایرانی است، حتی اگر به‌صورت عربی «العقل و الدین توأمان» نوشته شود.

 

ردی بر ردیه دکتر انصاری / مصطفی نصیری

در مورد بخش دوم کتاب ما نحن فیه، دکتر طباطبایی دقیقا به همین روش عمل کرده و نوشته‌اند؛ حتی اگر این بخش از کتاب غزالی منحول باشد، باز این نکته که اخلاف همگی کتاب را از غزالی دانسته‌اند، خود نکته‌ای است که باید در نظر گرفته شود. از این نوشته صریح به‌خوبی معلوم است که دکتر طباطبایی از مناقشه بر سر درستی انتساب کتاب مطلع بوده است ولی از سوی دیگر نمی‌توانسته به این بخش از کتاب بدلیل منحول بودن بی‌توجه بماند، زیرا این بخش از کتاب به‌عنوان نوشته غزالی منشأ اثر بوده است. به‌بیان دیگر، این‌جا حقیقت موثر بخش دوم کتاب مقدم بر حقیقت ناب آن است.

 

ژرفای مشروطیت از دیدگاه دکتر جواد طباطبایی / بمناسبت یکصد و دهمین سالگرد انقلاب مشروطه

‌دریافت ما از جنبش مشروطه‌خواهی و اندیشۀ مشروطیت زمانی دقت لازم را پیدا خواهد کرد که آن را به عنوان فصلی در تحول مفاهیم اندیشۀ سیاسی، لحظه‌ای در «انقلاب‌های دموکراتیکی» و به مثابه آغاز پایان نظام‌های خودکامه ــ و نه تنها سلطنت ــ بفهمیم. از این حیث، مشروطه‌خواهی حادثه‌ای در تاریخ جهانی آزادی و حکومت قانون است. چنان‌که مفهوم مشروطه‌خواهی به نظام‌های کشورهایی نیز اطلاق می شود که نظام‌های جمهوری دارند.

 

رابطه زبان و تفکر / دکتر محمدرضا باطنی

انسان موجودی است که در محدوده دریافتهای حسّی خود باقی نمی‌ماند و در جستجوی شناخت از کران تا کران عالم هستی را درمی‌نوردد. از سوی دیگر این انسان، مجهز به ابزار زبان است و می‌تواند دریافتهای خود را به دیگران منتقل کند، بطوری که آنچه ارزش دانستن داشته باشد، بزودی در اختیار همگان قرار می‌گیرد و جزو گنجینه دانش بشری می‌شود.

 

در جستجوی راز بقا: مسئله رستاخیز فرهنگی خراسان / احسان یارشاطر

آنچه در باره برخاستن و قدعلم کردن مجدّد ایران پس از شکست از یونانیان و تازیان گفته شد و در مورد شکست از مغولان نیز مصداق دارد اصل دوّمی از نظریه بقا و زوال فرهنگ‌ها را روشن می‌سازد، و آن اینکه هر فروپاشی و شکستی دلیل ضعف کلّی و نهائی و نشان به پایان رسیدن نیروی پویندگی جامعه نیست. بلکه در زندگی هر ملّتی گاه شکست‌هائی روی می‌دهد که نتیجه خستگی و فتور دولتی یا سلسله‌ای یا نحوه‌ای از حکومت یا حیات دینی است، ولی گذرنده است و پایدار نیست، بلکه جامعه پس از مدّتی، مانند رهنوردی که از طول راه و دشواری آن فرسوده شده و به زمین می‌نشیند و نفس می‌گیرد و پس از مدتی استراحت و خستگی از تن بدرکردن به پا می‌خیزد و چون هنوز نیروی جوانی در او باقی است باز به راه می‌افتد، به مسیر خود ادامه می‌دهد (هرچند با اثری از فرسودگی پیشین).

 

ایران، محل نزاع ایرانیان / مصطفی نصیری

کشور ایران، همانند کشورهای اطراف خود نیست که بعد از ممکن شدن تعریف «ملی» در پرتو نظریات ناسیونالیستی، برای خود «ملیت» تعریف ـ جعل ـ کرده‌اند، بلکه ملیت ایرانی «امروز»، صورت نوآیین و تحول یافته از «ملیت» تاریخی «دیروز» می‌باشد که نظر همه پژوهش‌گران باخترشناس را به‌خود جلب کرده است، به‌عبارت دیگر، قبل از آن‌که «مفهوم ملی» در علوم اجتماعی جدید جعل شود، ایران دارای «امر ملی» بود.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر