بایگانی موضوعی: نقد و نظر

زمانه و زمینه ابن‌مقفع و ماکیاوللی / بخش پنچم و ششم / مصطفی نصیری

یکی دیگر از وجوه مهم تشابه میان ماکیاوللی و ابن‌مقفع، شغل دیوانی آن دو است که فرصت اندیشیدن در باره ماهیت قدرت را برای آنان فراهم آورد.

 

زمانه و زمینه ابن‌مقفع و ماکیاوللی / مصطفی نصیری

‌برخی از اندیشمندانی‌که در تاریخ اندیشه در ایران تحقیق و پژوهش کرده‌اند، مثل گویتاین و دکتر طباطبایی، به برخی وجوه تشابه میان نیکولو ماکیاوللی (سده‌ شانزده‌ میلادی) و ابن‌مقفع (سده‌ دوم‌ هجری و هشتم میلادی) اشاره‌هایی‌ کرده‌اند، ولی تاکنون بررسی انتقادی جامعی در این باره به‌عمل نیامده است. در این نوشته سعی خواهیم کرد این موضوع را در حوصله یک مقاله مورد بررسی قرار داده و برخی وجوه تشابه میان آن دو را احصاء و تشریح نماییم.

 

انقلاب اسلامی، انقلاب مشروطه و انقلاب دیگر / داریوش همایون

انقلاب‌ها را بیهوده چرخشگاه و آغازگاه دوره‌های تاریخی نمی‌دانند. انقلاب، برخاسته از دگرگونی ذهنی در یک جامعه است و با خود دگرگونی‌های بزرگ می‌آورد. چه در انقلاب مشروطه و چه در انقلاب اسلامی، جامعه ما دستخوش دگرگونی‌های ژرفی شد که مقایسه آن موضوع این نوشته است.

 

فیلسوف گذار / به مناسبت زادروز هفتادسالگی دکتر جواد طباطبایی / محمّد ایمانی

‌طباطبایی به عنوان کسی که وضعیت بحران ژرف ایران بر لبۀ پرتگاه تاریخ را در ژرفنای خودآگاهی خود دریافته است، بیش از چهار دهه از عمر خود را وقف ایران، و تدوین نظریۀ انحطاط ایران و تأسیس دانش نوبنیادی می کند، که ضمن تبیین منطق انحطاط ایران، راه خروج از این شرایط و تجدید عظمت ایران را به نوبۀ خود فراهم کند. از نظر نگارنده او در تلاش خود و فراهم آوردن مقدمات تأسیس فلسفۀ سیاسی جدید ایران موفق بوده است، هر چند گویا هنوز زمان او فرا نرسیده، امّا برای خواننده ای که نه از سر تفنّن و سیاست زدگی، بلکه از سر جدیّت و همسخنی، نظریۀ او را به تالار آگاهی خود انتقال می دهد، طباطبایی بر آستانه تاریخ جدید ایران ایستاده است.

 

نقدی بر مدعای دکتر حسن انصاری / مصطفی نصیری

اساس تحلیل دکتر طباطبایی بر مبنای «هویت ملی» استوار بود و به‌موجب آن؛ ایرانیان از گذشته‌های بسیار دور، به یک هویت «ملی» رسیده‌اند که این هویت از آن‌ها «ملتی» یکپارچه با «دولت»ی «ملی» متناسب با شرایط تاریخی خود ساخته است. همین «هویت ملی» بود که باعث شد ایرانیان به‌رغم ورود در حوزه خلافت، به‌لحاظ فرهنگی و هویتی در هویت «امت» حل و رفع نشوند. طباطبایی برای شرح این وضعیت دو سویه، از اصطلاح «درون بیرون» استفاده می‌کند، به این معنی که ایرانیان به‌لحاظ دینی «درون» دستگاه خلافت و امت اسلامی بودند اما به‌لحاظ فرهنگی و سیاسی «بیرون» آن بودند.

 

یک ملت، یک فرهنگ / مصطفی نصیری

نمی‌دانم چطور برخی فرهنگ‌شناسان و انسان‌شناسان توجه ندارند که زبان و فرهنگ فارسی، از گذشته‌های بسیار دور، زبان و فرهنگ قومی به این نام نیست بلکه این زبان و فرهنگ، برآیند و «وحدت در کثرت» همه زبان‌های ایران بزرگ فرهنگی است. و از قضا، از سده پنجم و ششم هجری به‌ بعد، خود ترک‌زبانان بیشترین هم‌افزایی را در حفظ و نگه‌داری این «وحدت در کثرت» داشتند، که سیاستنامه خواجه‌نظام‌الملک نمونه ارجمند و ارزشمند آن‌هاست.

 

زیر تازیانۀ توهینِ روشنفکریِ ناتوان / فرخنده مدرس

اگر مترجمینی چون آقای موقن، می‌خواهند جامعۀ “ابتدایی” ایران و اذهان “اسطوره‌ای ـ عرفانی” اهل مطالعۀ ما را از طریق ترجمه و به کمک آثار و اندیشه‌ها و مکاتب غربی تغییر دهند، یا به تغییر آن یاری رسانند، اگر از توضیح مراتب پیچیدگی فرهنگی، ساختارها و نهادهای تمدن مدرن برای مغزهای “ساده‌اندیش” و “ابتدایی” ایرانیان ناتوانند، شاید بهتر باشد در محدوده ترجمه بمانند و از پخش استنباط‌ها و تفسیرهایی که نمونه‌های آن آورده شد و از “بازنمایی” همان پیچیدگی‌ها بپرهیزند.

 

به مناسبت انتشار نظام‌های نوآیین در اندیشۀ سیاسی / سیروس پرویزی

‌به نظر طباطبایی، جنبش مشروطه‌خواهی در ایران حلقه‌ای در زنجیر انقلاب‌هایی است که در فاصلۀ انقلاب شکوهمند ۱۶۸۸ تا انقلاب امریکا و انقلاب فرانسه و پس از آن اتفاق افتاده است. جنبش مشروطه‌خواهی در ایران یکی از انقلاب‌های جدید و نخستین آن‌ها در کشوری اسلامی و آسیایی بود، و اگرچه به ظاهر به لحاظ فکری ـ به تعبیر طباطبایی «در نظر» ـ ارتباطی با اندیشۀ سیاسی جدید نداشت، اما به تعبیر طباطبایی، «در عمل»، منطق‌‌ همان انقلاب‌های جدید را دنبال می‌کرد.

 

فراهم آمدن مقدمات «تأسیس» اندیشه‌ی سیاسی جدید ایران / محمد ایمانی

اثر طباطبایی در مقایسه با معدود آثاری که به زبان فارسی درباره‌ی «تاریخ اندیشه‌ی سیاسی غرب» به‌اصطلاح «تألیف شده‌اند»، اثری منحصربه‌فرد و غیرقابل مقایسه است. از عزیزی و پازارگاد و عنایت، تا ترجمه‌های تألیفی! دو، سه دهه‌ی اخیر، برای خواننده‌ای که این آثار را خوانده باشد چیز قابل مقایسه‌ای برای مقایسه با اثر طباطبایی وجود ندارد.

 

جدال با مدعیان / بخش چهارم / مصطفی نصیری

آن‌چه طباطبایی به من و نسل من آموخت بسیار بالاتر از آموختن بود. او به من و به نسل من کمک کرد تا به این «خودآگاهی» برسیم که از خود بپرسیم؛ ما چه نسبتی با «زمکان»ی که به جبرِ «تاریخ تولد» در آن هستیم، داریم؟… او به ما آموخت که باید «اغراض» را بیرون کشید و فهمید. در تاریخ به دنبال کلمه‌های نانوشته در میان سطور باشیم. به ما جرات داد تا از نام‌های باشکوه، اما پوشالی، نهراسیم و آن‌ها را به سوال بکشیم. ما را به این خودآگاهی رساند تا ایران را یک «مشکل فلسفی» بدانیم. تحت هیچ شرایطی (با/از) آن قهر/ فرار نکنیم.

 

مقدمه‌ای بر خطابۀ / محمدعلی فروغی

اقوام کهن سال اگر به تاریخ گذشته خود به این چشم نظر کنند که موجبات عجب و غرور و تکبر و تفاخر بیابند و به استخوان پوسیدۀ نیاکان تکیه کرده برای خویش تن‌آسانی روا دارند البته چندی نمی‌گردد که ذلت دامن‌گیر ایشان می‌شود و نظر به عزتی که پیشینیان آن‌ها داشتند تباهی روزگارشان بیشتر از مذلت اقوام گمنام بر عالمیان آشکار می‌گردد فرزند ناخلف شمرده می‌شوند و همه کس به زبان حال یا مقال به ایشان می‌گوید: ‌

‌گیرم پدر تو بود فاضل ‌            ‌از فضل پدر تو را چه حاصل

 

انتخابات / محمدعلی فروغی

کسی که سواد ندارد در امر انتخابات به کلی کور و کر و از شرایط و مقررات انتخابات و عملیات آن بی‌خبر است. قانون نمی‌داند، روزنامه نمی‌بیند، اعلان نمی‌خواهد، منظور و مقصود از انتخابات را نمی‌فهمد، اختیارش کاملاً در دست دیگران است، هر بلایی بخواهند به سرش می‌آورند در این صورت آیا می‌توان گفت شرکت او در امر انتخابات در واقع عمل کردن به حقوق ملی است. چنین کس با صغیر که از حق انتخابات محروم است چه تفاوت دارد بلکه باید گفت از صغیر پست‌تر است و حرکاتش در این عملیات مانند حرکت عروسک خیمه بازی است.

 

جدال با مدعیان / مصطفی نصیری

‌«وزارت» از جمله سازمان‌های اداری ایرانی است که در سیر تاریخی خود به یک «نهاد» مهم در ساختار قدرت در ایرانِ قبل و بعد از اسلام تبدیل شد. منظور از «نهاد» آن سازمانی است که به‌دلیل کارکردی که در حسن اداره امور کشور ایفاء کرده، ضرورت وجودی آن در گذر زمان چنان تثبیت شده است که حاکمان بعدی نمی‌توانند آن را برهم بزنند. ضرورت وجودی این نهاد چنان در ایران تثبیت شده بود که با الحاق ایران‌زمین به جهان اسلام، این نهاد مجدداً احیاء و به کل جهان اسلام، که باچنین تجربه‌ای آشنایی نداشتند، تحمیل شد.

 

تداوم در گسست / مصطفی نصیری

آقای یدالله موقن، از مترجمین پرکار و شناخته شده است که در حوزه فلسفه به ترجمه مشغول است. اخیرا مقاله‌ای از ایشان در صفحه فیسبوکشان خواندم که به نوعی نقد آقای طباطبایی بود، اما نکته غریب این نقد در این است که کانون آن، نه نقدی بر گفته‌ها و نوشته‌ها، بلکه نقدی بر نگفته‌ها و ننوشته‌های طباطبایی است.

 

نفوذ زبان‌های بیگانه در زبان فارسی / محمدعلی فروغی

زبان یک مملکت بااستعانت از لسان کشور دیگر وسایل فقر زبان خود را فراهم نمی‌سازد. بالعکس به این طریق رو به غنا و گسترش می‌رود. به خصوص اگر در انتخاب لغات مورد نیاز دقت و مراقبت کافی و لازم به عمل آید.

 

ایران در ۱۹۱۹ / محمدعلی فروغی

ایران باید وجود پیدا کند تا وجودش اثر مترتب شود. وجود داشتن ایران وجود افکار عامه است. وجود افکار عامه بسته این است که جماعتی ولو قلیل باشند، از روی بی‌غرضی در خیر مملکت کار بکنند و متفق باشند.‌

‌‌

اما افسوس، بس که گفتم زبان من فرسود.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر

نوشته‌های جدیدتر »