بایگانی موضوعی: نوشته‌ها و گفته‌ها

چگونه می‌توان در این شهر زندگی کرد؟ / دکترجواد طباطبایی

‌ ‌بحث من در اندیشه ایران‌شهری این بوده است که این ایرانِ بزرگِ فرهنگی، به راستی یک تافته جدا بافته است. ما باید بدانیم مهم بودیم و متفاوت. باید بدانیم که در ایرانشهر، چیزی در سطح جهانی تولید کردیم. ما مکتب معماری داریم، مکتب شهری داریم، مکتب ادبی داریم، مکتب تاریخ نویسی داریم. ما موسیقی داریم. و همه این‌ها از ویژگی ملی برخوردارند. …نام ایران قدیمی‌ترین نام کشوری است که هست. نام ایران هم نام کشور است، هم نام ملت، هم نام دولت. این پیچیدگی این ملت است.

‌ ‌

 

اندیشۀ سیاسی چیست و به چه دردی می‌خورد؟ / سخنرانی دکتر جواد طباطبایی

‌‌ ‌

 ایراد اساسی ما این است که یک زبان می‌دانیم (فرض بر دانستن)، اما هیچ‌یک از زبان‌هایی که این منابع اصلی را تولید کردند، یعنی فرانسه، آلمانی، ایتالیایی (در اندیشۀ سیاسی جدید)، یونانی (در اندیشۀ سیاسی قدیم) را نمی‌دانیم. تا زمانی که این‌ها را ندانیم هرگز نخواهیم توانست اندیشیدن درست را یاد بگیریم، چون اساس و پایه‌ها در آنجاست.

‌‌ ‌

 

بحث‌های «پست‌مدرن» به ریشه‌ی وحدت‌ایران تیشه می‌زنند / جواد طباطبایی

‌‌ ‌

‌ ‌ ‌

ما آگاهی تاریخی خود را در اثر ورود ایدئولوژی‌هایی که نمی‌دانیم ازکجاآمده اند، چه می‌گویند، و چه تألی‌ فاسدی دارند، از دست داده‌ایم

‌‌ ‌ ‌

 

سخنرانی دکترجواد طباطبایی در نشست «دولت، نظریه و سیاست»

آن چیزی که بسیار مهم است و ما باز متوجه آن نمی‌شویم، انتزاعی بودن واقعیت دولت است؛ یعنی حکومت یک امر روشن و مشخص است و عبارت است از رئیس حکومت (که ما می‌گوییم رئیس دولت) مثل نخست‌وزیر یا رئیس‌جمهور و هیئت وزیران؛ و امری است ملموس و بین اصناف و گروه‌های مختلف می‌گردد. اما دولت چیز دیگری است، امری است انتزاعی که با آمدن و رفتن حکومت‌ها و افراد اتفاقی در آن نمی‌افتد و امری است انتزاعی که وجود دارد.

‌  ‌

 

سخنرانی دکتر جواد طباطبایی در انجمن علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد

 

سخنرانی دکتر جواد طباطبایی در آرامگاه ابوالقاسم فردوسی

 

زبان ملّی و برنامۀ آموزش زبان‌های محلّی / دکتر جواد طباطبایی

فارسی، در هر سه مرحلۀ دگرگونی تاریخی آن، زبان «ملّی» ایرانیان بوه است، اما این زبان هرگز به زیان زبان‌های محلّی دیگر به زبان ملّی تبدیل نشده است، چنان‌که به عنوان مثال هم شاهنامۀ کردی داریم و هم حیدربابایه سلام شهریار. در ایران، در همۀ ادوار تاریخی آن، تنها یک زبان توانسته است به زبان علمی و فرهنگی معیار تبدیل شود، اما همۀ زبان‌های دیگر با توجه به توانایی‌هایی که داشته‌اند نوعی از ادب ویژۀ خود را پدید آورده‌اند. همۀ این زبان‌ها و ادب آن‌ها صورت‌هایی از زبان‌ها و فرهنگ ایران بزرگ هستند و بدیهی است که باید در حفظ آن‌ها کوشید، اما نباید دربارۀ آن‌ها افسافه بافت و خیال‌پردازی کرد. زبان ملّی باید زبان دانش و فرهنگ این کشور باقی بماند. در ایران، دیگر زبان‌های محلّی و ادب آن‌ها جز در درون زبان و ادب ملّی قابل فهم نیست و نباید برای آن‌ها جعل تاریخ و خاستگاه کرد.

 

چند تز سیدجواد طباطبایی دربارهٔ ایران و مردمش

ایرانیان، در محدودهٔ مرزهای سیاسی کنونی، اعمِّ از این‌که به یکی از زبان‌های ایرانی یا غیرایرانی سخن بگویند، درون‌مایه‌های ادب و فرهنگ ایرانی را بیان می‌کنند. از این حیث، ادب کردی به همان اندازه ناحیه‌ای از ادب ایرانی است که ادب ترکی آذری. این زبان‌های محلی، اعمّ از ایرانی و غیرایرانی، نه‌تنها زبان‌هایی که در درون مرزهای کنونی ایران به آن‌ها سخن گفته می‌شود، بلکه حتی زبان‌هایی مانند اردو و ترکی عثمانی، که زبان‌های ایرانی نیستند، از طریق زبان فارسی و بر اثر جاذبهٔ ادب و فرهنگ ایرانی به زبان‌های فرهنگی تبدیل شده‌اند.

 

 

زبان ملی و برنامه آموزش زبان محلی / دکتر جواد طباطبایی

به لحاظ نظری، وزارت علوم باید متولی حفظ و ترویج زبان و فرهنگ کشوری باشد که آن وزارت‌خانه بخشی از حکومت آن است. در این دهۀ اخیر که شعار «بومی سازی» علم در این سرزمین، خواب از چشم دانشمندانی که بسیاری از آنان حتیٰ زبان ملّی را درست نمی‌توانند بنویسند ربوده است، من، به عنوان یکی از علاقه‌مندان به این بحث، پیوسته، چشم به این قطار، «که سیاست می‌بُرد و چه خالی می‌رفت»، دوخته بودم که راهی کدام ترکستانی است و اینک با شگفتی بسیار می‌شنوم که برابر اطلاع‌رسانی وزارت علوم گویا قطار به ایستگاه «دده قورقود» در قزاقستان رسیده است!

 

پست مدرنیسم مثل یک ایدئولوژی ویرانگر وارد ایران شده است / دکتر جواد طباطبایی

پست‌مدرنیسم که در مخالفت با ایده‌آلیسم‌ آلمانی مطرح و وارد ایران نیز شده است، مانند تیشه‌ای به ریشه وحدت ایران -که تاکنون توانسته‌ایم آن را حفظ کنیم- وارد می‌آید. ما آگاهی تاریخی خود را تا حد زیادی در اثر ورود ایدئولوژی‌هایی که نمی‌دانیم از کجا آمده‌اند، چه می‌گویند، و چه تالی‌های فاسدی دارند، از دست داده‌ایم. روشنفکران ما این ایدئولوژی‌ها را از راه علوم‌اجتماعی‌جدید وارد کرده‌اند.

 

بساط کهنه و طرح نو (قسمت دوم و پایانی)

(دکتر سید جواد طباطبایى در ادامه تحقیقات خویش به زودى جلد دوم کتاب تأملى درباره ایران را منتشر مى کند.این جلد به نظریه حکومت قانون در ایران ،مکتب تبریز و مبانى تجددخواهى در ایران مى پردازد.طباطبایى بخشى از این نوشته منتشر نشده را در اختیار سیاست نامه شرق قرار داده که از ایشان تشکر مى کنیم.)

 

بساط کهنه و طرح نو / دکتر سید جواد طباطبایى / قسمت اول

(دکتر سید جواد طباطبایى در ادامه تحقیقات خویش به زودى جلد دوم کتاب تأملى درباره ایران را منتشر مى کند.این جلد به نظریه حکومت قانون در ایران ،مکتب تبریز و مبانى تجددخواهى در ایران مى پردازد.طباطبایى بخشى از این نوشته منتشر نشده را در اختیار سیاست نامه شرق قرار داده که از ایشان تشکر مى کنیم.)

 

تجدید مطلعى در مفهوم سنت

دکتر سید جواد طباطبایى در ایران بویژه به خاطر پرداخت نظریه اى خاص درباره تاریخ معاصر ایران (که به نظریه انحطاط معروف است) شهرت دارد. ویژگى بارز کار او تلاش براى بیانى هگلى از تاریخ معاصر ایران است. او که تألیفاتى از قبیل «جدال قدیم وجدید»، «زوال اندیشه سیاسى در ایران»، «مکتب تبریز» ترجمه «فلسفه ایرانى و فلسفه تطبیقى» و «تاریخ فلسفه اسلامى» اثر هانرى کربن و… را در کارنامه خود دارد، به زودى کتاب جدیدى را به بازار نشر عرضه خواهد کرد و کتاب «نظریه حکومت قانون در ایران» همین روزها در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. آنچه در پى مى آید قسمتى از فصل پایانى کتاب مذکور است که اندکى نیز تلخیص شده است. قسمت هاى حذف شده با «…» در متن مشخص شده اند. از دکتر طباطبایى که این متن را در اختیار روزنامه قرار داده اند ممنونیم

 

دیدگاه‌های دکتر طباطبائی و پاسخ های وی به پرسش‌ها و نقدها به کتاب«دیباچه‌ای بر نظریة انحطاط ایران»…

در مورد کلیات بحث و جهت گیری اساسی آن پاسخ من‌‌ همان است که مارتین لو‌تر در نشستی با حضور کارلوس پنجم امپراتور اسپانیا که برای محاکمه او تشکیل شده بود، در پایان جلسه، به عنوان فصل‌المقال موضع خود، گفت. او که در واقع هر نوع مصالحه‌ای را با کلسیای رسمی رد می‌کرد، خطاب به امپراتور و حاضران در جلسه، گفت من اینجا ایستاده‌ام و جز این کاری از من ساخته نیست. اگرچه‌‌ همان طور که اشاره کردم، بسیاری از ایراد‌ها و ملاحظاتِ شما را می‌پذیرم، اما به هر حال من هم می‌خواهم بگویم اینجا ایستاده‌ام. معنای این حرف آن نیست که به هر قیمتی از همه مطالبی که نوشته‌ام دفاع می‌کنم، بلکه می‌خواهم بگویم که باید در جایی ایستاد و بر آن‌ام که تنها کسی می‌تواند از یک موضع نظری دفاع کند و بیشتر از آن ایرادی را بپذیرد که در جایی ایستاده باشد و گرنه دفاع از موضع نظری جزمیت و پذیرفتن ایراد وا دادنی بیش نخواهد بود.

 

گزارش سخنرانی سیدجواد طباطبایی در دومین سمپوزیوم مناسبات ایران – قفقاز

‌طبیعی است که بعد از انقلاب اسلامی واحد فهم ما از مسائل استراتژیک در منطقه، واحد امت بوده است و تصور ما این بود که ورای کثرت‌های در منطقه، واحدی وجود دارد که به آن امت می‌گوییم. بنابراین باید در همه ارزیابی‌های سیاسی خودمان در منطقه، آن وحدت امت را به حساب بیاوریم و عامل تعیین‌کننده این مساله باشد. در یکی دو دهه گذشته و بعد از جنگ صدام علیه ایران – اگر هم متوجه نشده بودیم – به‌تدریج متوجه شدیم در منطقه اتفاقات دیگری می‌افتد و ایران به لحاظ جغرافیایی درجایی قرار گرفته که گویی جای آن اینجا نبوده است. ظهور نیروهای جدید کمابیش به ما نشان داد ایران نمی‌تواند منافع و محاسبات استراتژیک خود را برمبنای تعاریف پیشین قرار دهد.

 

«هجی کردن هگل» دربارۀ ترجمه و تفسیر سیداحمدیان فصلی از پدیدارشناسی هگل / جواد طباطبایی

اگرچه از دهه‌های پیش روشن‌فکری ایرانی پیوسته اقبالی به فلسفه‌ی هگل نشان داده است، اما به‌رغم ترجمه‌هایی که از برخی نوشته‌های فیلسوف آلمانی به زبان فارسی صورت گرفته و انتشار کتاب‌هایی درباره‌ی فلسفه او -اعم از نوشته و ترجمه از زبان اروپایی- کمابیش می‌توان گفت که هنوز در زبان فارسی هیچ اثر معتبری در این باره وجود ندارد.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر