بایگانی موضوعی: نوشته‌ها و گفته‌ها

گزارش سخنرانی سیدجواد طباطبایی در دومین سمپوزیوم مناسبات ایران – قفقاز

‌طبیعی است که بعد از انقلاب اسلامی واحد فهم ما از مسائل استراتژیک در منطقه، واحد امت بوده است و تصور ما این بود که ورای کثرت‌های در منطقه، واحدی وجود دارد که به آن امت می‌گوییم. بنابراین باید در همه ارزیابی‌های سیاسی خودمان در منطقه، آن وحدت امت را به حساب بیاوریم و عامل تعیین‌کننده این مساله باشد. در یکی دو دهه گذشته و بعد از جنگ صدام علیه ایران – اگر هم متوجه نشده بودیم – به‌تدریج متوجه شدیم در منطقه اتفاقات دیگری می‌افتد و ایران به لحاظ جغرافیایی درجایی قرار گرفته که گویی جای آن اینجا نبوده است. ظهور نیروهای جدید کمابیش به ما نشان داد ایران نمی‌تواند منافع و محاسبات استراتژیک خود را برمبنای تعاریف پیشین قرار دهد.

 

«هجی کردن هگل» دربارۀ ترجمه و تفسیر سیداحمدیان فصلی از پدیدارشناسی هگل / جواد طباطبایی

اگرچه از دهه‌های پیش روشن‌فکری ایرانی پیوسته اقبالی به فلسفه‌ی هگل نشان داده است، اما به‌رغم ترجمه‌هایی که از برخی نوشته‌های فیلسوف آلمانی به زبان فارسی صورت گرفته و انتشار کتاب‌هایی درباره‌ی فلسفه او -اعم از نوشته و ترجمه از زبان اروپایی- کمابیش می‌توان گفت که هنوز در زبان فارسی هیچ اثر معتبری در این باره وجود ندارد.

 

گفتاری در خاستگاه‌های انتحال / دکترجواد طباطبایی

دانشگاه سنخیتی با حوزه ندارد، یعنی نباید داشته باشد، و در نظام دانشگاهی باید ضابطه‌های مهی را به کار گرفت تا در بنیان انتقال و تولید علم اخلالی ایجاد نشود. به عبارت دیگر، برای این‌که حوزه و دانشگاه بتوانند به هدف‌های عالی خود برسند، حوزه باید بتواند بر تعهد عالمان خود استوار باشد و دانشگاه پیوسته تخصص را به عنوان ضابطه‌ای به کار گیرد، زیرا – تکرار می‌کنم – در حوزه اصل بر تعهد نسبت به نظامی فکری است، در حالی‌که دانشگاهیان متعهد به تخصص خود هستند. اعتقادات مدرسان حوزه اساس تعهد و تخصص آنان است، زیرا علم آنان اساس اعتقادات آنان را تشکیل می‌دهد و آنان کوشش می‌کنند صورت برهانی آن اعتقادات را به طلاب خود انتقال دهند، در حالی‌که دانشگاهیان، در دانشگاه، به تخصص خود تعهد دارند، اما می‌توانند اعتقادات شخصی متفاوتی نیز داشته باشند.

 

قائم‌مقام‌فراهانی تحولی در فهم منافع ملی و دفاع از آن ایجاد کرد / سیدجواد طباطبایی در همایش هویت ایرانی

با قائم مقام فراهانی تحولی در فهم منافع ملی و دفاع از آن پیدا شد اما عجیب است که پشتوانه فکری آن هیچ وقت به وجود نیامد. میرزا متوجه شده بود که حفظ منافع ملی مهم است و همه امور دیگر منوط به آن است.

 

مناظره‌ای که به وقت تلف کردنش نمی‌ارزید! / سیدجواد طباطبایی در گفت‌وگو با فرهنگ امروز:

قرار بود با دو تن دیگر استادان صحبتی مقدماتی داشته باشیم تا شاید بتوان در فرصتی آن را مکتوب کرد؛ اما نخست، روز مصاحبه را تغییر دادند و بعد گفتند آن استادان نمی‌توانند بیایند و دکتر کچویان خواهد آمد. گفت‌وگویی صورت گرفت و قرار بود که من دقیقاً بازنویسی کنم که چنین نشد.

 

متن مناظره حسین کچویان و سیدجواد طباطبایی؛

در همه‌ جای دنیا، کسانی که در رأس امور اصلی کشور هستند، می‌دانند که در کجا حکومت می‌کنند و کجا را مدیریت می‌کنند. به نظر من ما در حقیقت، در عین حالی که داریم در ایران حکومت می‌کنیم، نمی‌دانیم که ایران چیست. مخاطب در اینجا همه هستیم نه آنکه فقط بگویم چند نفری که در رأس نظام سیاسی کشور هستند. منظورم این است که همگی ایرانی‌ها، نسبت به ایران، یک تلقی احساسی دارند. اما برای حفظ ایران در دنیای کنونی باید دانست که ایران در حقیقت چیست؟  به نظر من نه آنانی که در رأس نشستند نسبت به این موضوع آگاه هستند و نه عامه مردم. با کمال تأسف باید بگویم که نخبگان هم چنین دیدی ندارند.

 

لیبرالیسم همان عقل عقلایی است / مصاحبۀ مهرنامه با دکترغنی‌نژاد و دکترطباطبایی

اشکال روشنفکری این است که نظام مشروطه صد سال پیش را از انگلستان کنونی قیاس می‌گیرد. نظام‌های آزادی آغازی دارند اما انجامی ندارند. به خلاف انقلاب‌های برای برابری که یکباره نظام تولید و قانونی کشور را نابود می‌کنند. آزادی تنها می‌تواند از نقطه صفر آن شروع شود.

 

کجا ایستاده‌ایم؟ / بازنویسی پاسخ دکتر طباطبایی به پرسش‌ها

در این منطقه‌ای که ما قرار داریم، ایران، با همه تنوع قومی، زبانی و فرهنگی، ملت است و یکی از کهن‌ترین کشورهایی است که ملت شده است. این‌ها را بر سبیل اشاره آوردم تا توجه شما را به نکته‌هایی در پیچیدگی نام ایران ـ یعنی ایران به عنوان یک مفهوم ـ جلب کنم.

 

درباره وضعیت علم سیاست در ایران / مصاحبه حامد زارع با دکتر جواد طباطبائی

کارنامه نزدیک به سه دهه انقلاب فرهنگی، یعنی سیاست در کار علم کردن، بیش از آن منفی است که کسی بتواند درباره آن ماجرایی کند. باید طرحی نو درانداخت. در رأس این طرح نو رفع مزاحمت اهل سیاست از مدیریت نظام علمی دانشگاه است. البته، این قاعده آغاز کار است و آن‌گاه باید به آسیب‌شناسی جدی نظام دانشگاهی پرداخت، با اهل علم و استادان برجسته‌ای که اهل علم آنان را برجسته می‌دانند و نه نظام دیوانی دانشگاه. تنها در این صورت راه برای اصلاحی اساسی هموار خواهد شد و الا فلا!

 

بی‌اعتنایی کامل به تاریخ مفاهیم / نقد دکتر جواد طباطبایی بر ترجمه‌ی خشایار دیهیمی/ بخش سوم

مترجم کلوسکو، در مصاحبه‌ای در پاسخ به ایراد من بر ترجمه‌ی بی‌رویه‌ی «civil society» به «جامعه‌ی مدنی» به درستی گفته است که مترجم باید تاریخ مفاهیم را بداند. تردیدی در درستی این ادعا نیست! اما اگر بخواهم مهم‌ترین ایراد ترجمه‌ی دیهیمی را در یک مورد خلاصه کنم، به نظر من، این است که مترجم در بی‌اعتنایی کامل به تاریخ مفاهیم ترجمه می‌کند.

 

چه کسی درست ترجمه می‌کند؟ / نقد دکتر جواد طباطبایی بر ترجمه‌ی خشایار دیهیمی/ بخش دوم

‌اشکال عمده‌ای که در ترجمه‌ی فارسی فصل نخست وجود دارد، اعتماد به ترجمه‌ای کهن از عهد جدید است و معلوم نیست که مترجم بر پایه‌ی چه اجتهادی ترجمه‌ی کهن را به ترجمه‌ی جدید، که چنان که با آوردن آیه‌هایی به زبان اصلی نشان دادم دقیق‌تر است و با متن بیشتر مطابقت دارد، ترجیح داده است.

 

ترجمه و تفنن! / نقد دکتر جواد طباطبایی بر ترجمه‌ی خشایار دیهیمی/ بخش نخست

‌اگر مترجم تا این حد متفنّن نمی‌بود، ترجمه‌ی کتاب کلوسکو در زبان فارسی می‌توانست مغتنم باشد و پس از سه دهه فرمانروایی بلامنازع «خداوندان اندیشه‌ی سیاسی» و اتلاف وقت دانشجوی ایرانی، جانشین مناسبی (البته ‌در حدِ دانشگاه‌های ایرانی) برای آن باشد.

 

سخنان دکترجواد طباطبایی در نشست تخصصی «مکتب تبریز» در تبریز

zavalandishe.jpg1

ایران امروز، بخشی از ناحیه بسیار بزرگ جغرافیایی بوده که به تدریج از همدیگر جدا شده‌اند… ایران امروز در قلب و مرکز این ناحیه واقع شده است و به رغم فراز و نشیب‌های تاریخی هنوز استواری و استحکام خود را حفظ کرده است.

 

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / دهم/ دکتر جواد طباطبایی

‌چنان‌که از توضیح‌های دربارة ترکیب دو واژة نه چندان مهمی مانند «چه بسا»، که در بخش پیشین اشاره‌هایی به آن آوردم، می‌توان دریافت، اشکالات مترجم ایرانی در فهم مطلب تنها به نظام مفاهیم و مباحث اصلی متن‌های اساسی اندیشه مربوط نمی‌شود، بلکه بسیاری از مترجمان اهمیت واژگان و جایگاه آن‌ها در عبارت‌های فارسی را نیز نمی‌دانند و در موارد بسیاری ادب‌نمایی آنان حجاب بی‌اعتنایی به مبانی نظری ترجمه است.

 

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / نهم/ دکتر جواد طباطبایی

‌کسی که به مناسبت پژوهشی به ترجمه‌های فارسی متن‌های اساسی اندیشة اروپایی مراجعه کند و فقراتی از آن‌ها را با متن اصلی بسنجد، به نکته‌هایی شگفت‌انگیز برخورد خواهد کرد. در هر سه ترجمة فارسی رسالة شهریار ماکیاوللی نیز چنین شگفتی‌هایی اندک نیست. مفسران ایتالیایی و فرانسوی، که به پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای در فهم ظرافت‌های اندیشة سیاسی ماکیاوللی دست یافته‌اند، و بویژه با توجه به آشنایی نزدیک آنان به زبان او، توانسته‌اند پرتوی بی‌سابقه بر نکته‌هایی که در نوشته‌های او وجود دارد، و تاکنون از نظر‌ها پنهان مانده بود، بیفکنند.

 

دربارۀ ترجمۀ متن‌های اندیشۀ سیاسی جدید / مورد شهریار ماکیاوللی / هشت/ دکتر جواد طباطبایی

‌برای هر فردی که از عقل سلیم بهره‌ای برده باشد، این‌که مترجم باید از موضوعی که کتابی دربارة آن ترجمه می‌کند اندک دانشی داشته باشد، باید از بدیهیات بوده باشد. با نظری به بسیاری از متن‌های ترجمه شده در سال‌های اخیر به آسانی می‌توان دریافت که این امرِ بدیهی، در کشوری که ادبیات عالیترین فرآوردة علمی و تتبعات لغوی و ادبی بالا‌ترین تولید علم به شمار می‌آید، مانند بسیاری از بدیهیات، چندان بدیهی نیست.

 

« نوشته‌های قدیمی‌تر

نوشته‌های جدیدتر »